أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
332
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
را عازم حدود مرو شاهجان « 1 » ساخت و او در وقت آن ذهاب بلا اياب قلاده به تقلّد حكومت دار السلطنه و توابع را بر قرار در گردن جان وفا ميرزا گذاشته ، خواجه ابو الوفا كه به خواجه خرد سمت اشتهار داشت ، به رفاقت امير كمال الدّين سلطان محمود كه به ميرك سيّد غياث مشهور است در امور مالى ممدّ و معاون او ساخته ، ايشان به اتّفاق قلعهء اختيار الدّين را كه در درون دار السلطنه بنا يافتهء سلاطين ماضيه است ، مسكن و مأمن كرده رخت امنيّت [ 425 ] در آن موطن انداختند . و اين اخبار فتح آثار در نواحى طوس به مسامع جلال رسيده لشكريان را از تزلزل اعادى در اوايل و مبادى اطمينان قوى حاصل گشت . و حضرت شاه دينپناه ، در ظلّ سايبان إله ، عون به اقدام طواف متوجّه روضهء مقدّسهء قدسىمطاف سلطان الانس و الجن هر مسلم و مؤمن خلاصهء دودمان خير البشر ثامن ائمّهء اثنى عشر مجدد مبانى « انّ اللّه تعالى يبعث لهذا الأمّة على رأس كلّ مائة من يجدّد لها دينها » « 2 » بر راس مايهء ثانيه نشاننده ، آتش گنهكاران به آب شفاعت از موضع « سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ « 3 » » ساكن سكينه . الشعر العربية و قبر بطوس يالها من مصيبة * الحّت على الاحشاء بالزّفرات الى الحشر حتى يبعث اللّه قائما * يفرّج عنّا الهمّ و الكربات « 4 » گشته ، چون به حوالى آن زيارت وافىبشارت رسيد ، نقباى كرام و سادات عظام و خواصّ و عوام استقبال موكب همايون نموده در مشاهدهء ماه جمال خورشيدمثالش كه نقاوه و خلاصهء اولاد و آل بود زبان به بشارت :
--> ( 1 ) . مرو شاهجان - مرو شاهجهان : مرو بزرگ در قرون وسطى معروف بود به مرو شاهجهان تا با مرو الرود كه مرو كوچك است اشتباه نشود . ظاهرا شاهجهان معرب شاهگان فارسى و به معنى شاهانه و شاهوار است . ( جغرافياى تاريخى ، ص 424 ) . ( 2 ) . الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 282 ، رقم 1845 . ترجمه : خداوند متعال بر سر هر صد سال كسى را بر مىانگيزد كه دينش را تجديد كند . ( 3 ) . علق ( 96 ) آيهء 18 . « ما نيز كارگزاران دوزخ را فرامىخوانيم » . ( 4 ) . ترجمه : و قبرى كه در طوس است و چه مصيبتهاست او را ، نالهها را مصرّانه بر درون آدمى تا روز رستاخيز مىرساند تا آنگاه كه خداوند قائم را برانگيزد و غم اندوه را از دل ما بزدايد .